موسيقی عاشقانه
http://view.aimini.com/?fid=CC0klx1cT1iG5fcFXVL9 I’ve never seen you
looking so lovely as you did tonight هيچگاه تو را مثل امشب اين چنين دوست
داشتني نديده ام I’ve never seen you shine so bright , هيچگاه تو را اين چنين شاداب نديده ام I’ve never seen so many men ask you if
you wanted to dance , هيچگاه نديده ام اين همه از تو تقاضاي
رقص كرده باشند They’re looking for a little romance ,
given half a chance , با كمترين اميد در پي اندكي عشقند And I’ve never seen that dress you’re
wearing , و هيچگاه لباسي را كه به تن داري نديده
ام Or the highlights in your hair that
catch your eyes , يا رقص چشم نواز رنگ ها را در موهايت I have been blind . تا به حال كور بوده ام The lady in red is dancing with me ,
cheek to cheek , بانوي سرخ پوش چهره به چهره با من ميرقصد There’s nobody here ; it’s just you
and me , كسي اينجا نيست ، تنها من و توايم It’s where I wanna be , اين همان جايي است كه مي خواهم باشم But I hardly know this beauty by my
side , اين زيبايي را در كنارم به سختي باور مي
كنم I’ll never forget the way you look
tonight . هرگز از ياد نخواهم برد آن گونه كه امشب
مي نگري I’ve never seen you looking so
gorgeous as you did tonight , هيچگاه مثل امشب محشر نبوده اي I’ve never seen you shine so bright ,
you were amazing , هيچگاه تو را اين چنين شاداب نديده ام ،
فوق العاده اي I’ve never seen so many people want to
be there by your side , هيچگاه نديده بودم كه اين همه بخواهند در
كنار تو باشند And when you turned to me and smiled ,
it took my breath away , و انگاه كه به سويم برگشتي و لبخند زدي ،
نفس در سينه ام حبس شد And I have never had such a feeling , هرگز چنين احساسي نداشته ام Such a feeling of complete and utter
love , as I do tonight . چنين احساس عشق ناب و كاملي ، چون امشب The lady in red is dancing with me ,
cheek to cheek , بانوي
سرخ پوش چهره به چهره با من ميرقصد There’s nobody here ; it’s just you
and me , كسي اينجا نيست ، تنها من و توايم It’s where I wanna be , اين همان جايي است كه مي خواهم باشم But I hardly know this beauty by my
side , اين زيبايي را در كنارم به سختي باور مي
كنم I’ll never forget the way you look
tonight . هرگز از ياد نخواهم برد آن گونه كه امشب
مي نگري I never will forget the way you look
tonight … هرگز از ياد نخواهم برد آن گونه كه امشب
مي نگري … The lady in red , my lady in red , بانوي سرخ پوش ، بانوي سرخ پوش من I Love You . دوستت
دارم .
When I Think Of You زمانی
که بتو فکر می کنم There is something
on my mind چیزی
در ذهنم است and I'm losing
concentration و
تمرکزم را از دست داده ام And I feel it
everytime و
آنرا هر بار که در کنارم هستی that you are near
me. احساس
می کنم I could tell you all
about من
میتوانستم بتو در باره همه چیز بگویم your picture at my
bedside درباره
عکست درکنارم I should call you
sometime می
بایست تو را صدا می زدم and talk it over و
همه چیز را می گفتم 'Cos I get a kick
inside چرا
که ضربه ای را در درون احساس میکنم and I feel a tingle
too و
همچنین تلنگری را It just comes from
time to time که
مدام و مدام تکرار می شود And it only happens و آن
فقط زمانی اتفاق میافتد که When I think of You,
sleeping بتو
فکر می کنم که آرمیده ای when I'm dreaming,
when I wake up زمانی
که خواب میبینم ،زمانی که برمی خیزم when I think of you,
walking زمانی
که بتو فکر می کنم ، که قدم میزنی when I'm talking زمانی
که حرف میزنم when I look up, زمانی
که می نگرم when I think of you زمانی
که بتو فکر می کنم You take me away to
a land of mass confusion تو
مرا به دنیای بزرگ سرگشتگی میبری And I don't know
what to say و
نمیدانم که چه بگویم when I am near you زمانی
که در کنارت هستم I could stand here
all day long میتوانستم
تمام روز را در اینجا بایستم just staring at your
window و به
پنجره ات بنگرم But I have so much
to do اما
کارهای زیادی برای انجام دادن دارم that's so important که
خیلی مهم هستند Then I get a kick
inside, and I feel a tingle too آنگاه
ضربه ای را از درون احساس میکنم و تلنگری را It just comes from
time to time آن
مدام و مدام تکرار میشود And it only happens و
تنها زمانی روی میدهد When I think of You,
sleeping بتو
فکر می کنم که آرمیده ای when I'm dreaming,
when I wake up زمانی
که خواب میبینم ،زمانی که برمی خیزم when I think of you,
walking زمانی
که بتو فکر می کنم ، که قدم میزنی when I'm talking,
when I look up زمانی
که حرف میزنم زمانی که می نگرم when I think of you زمانی
که بتو فکر می کنم You may get the
feeling that I'm dancing on the ceiling تو
ممکن است اینطور احساس کنی که من در حال رقصیدن بروی بام هستم When I get a kick
inside, and my head is spinning too زمانی
که ضربه ای را از درون احساس میکنم و سرم گیج می رود It just comes from
time to time آن
مدام و مدام تکرار میشود And it only happens و
تنها هنگامی رخ میدهد که When I think of You,
sleeping بتو
فکر می کنم که آرمیده ای when I'm dreaming,
when I wake up زمانی
که خواب میبینم ،زمانی که برمی خیزم When I think of you زمانی
که بتو فکر می کنم when I whisper to
your picture, when I kiss it زمانی
که با عکست نجوا میکنم، زمانی که آنرا میبوسم when I think of you زمانی
که بتو فکر میکنم When I think of you,
when I'm dreaming زمانی
که بتو فکر می کنم ، زمانی که رویا میبینم we're together, on
my sofa که
بروی مبل و در کنارم نشسته ای When I think of you زمانی
که بتو فکر میکنم when I'm wishing
that we're kissing, when we're dancing و در
آرزویم ترا میبوسم و با تو میرقصم When I think of you زمانی
که بتو فکر می کنم
قلب
یه زن پر از احساسه قلب
یه زن پر از شهوته و
اگه به این چیزا اعتقاد نداشته باشی میتونه
بزرگترین اشتباهی باشه که یه مرد میتونه انجام بده A woman's night is
filled with dreaming, شب
یه زن پر از تخیلاته تصوری
از یه مرد کامل که ممکنه اون تو نباشی اگه
به چیزایی که میخواد توجه نکنی میتونه
بزرگترین اشتباهی باشه که یه مرد میتونه انجام بده She wants to get
near to you, میخواد
بهت نزدیک بشه اونو
پس نزنی میخواد
وارد قلبت بشه میخواد
بگه Give me your night, امشبت
رو به من بده و
احساساتم رو بهت نشون میدم شهوتت
رو بهم بده و من
سرمستت می کنم تخیلاتت
رو به من بده و من
اون عاشق رو بهت نشون میدم قلبت
رو به من بده و من
تورو کنار خودم نگه می دارم و تا
آخرین روزی که زنده ام عاشقت می مونم A woman's day is
filled with longing, روز
یک زن پر از اشتیاقه برای
با هم بودن و عشق بازی اگه
این چیزا رو نبینیم و نشنویم میتونه
بزرگترین اشتباهی باشه که یه مرد میتونه انجام بده A woman's heart is
yours forever, قلب
یک زن برای همیشه مال تو میشه و
اون همیشه با تو یعنی تنها کسش تو زندگی رو راست می مونه اگه
اون عشق و عاطفه ای رو که میخواد بهش ندیم میتونه
بزرگترین اشتباهی باشه که یه مرد میتونه انجام بده She wants to get
near to you, میخواد
بهت نزدیک بشه اونو
پس نزنی میخواد
وارد قلبت بشه میخواد
بگه Give me your night, امشبت
رو به من بده و
احساساتم رو بهت نشون میدم شهوتت
رو بهم بده و من
سرمستت می کنم تخیلاتت
رو به من بده و من
اون عاشق رو بهت نشون میدم قلبت
رو به من بده و من
تورو کنار خودم نگه می دارم و تا
آخرین روزی که زنده ام عاشقت می مونم She wants to get
near to you, میخواد
بهت نزدیک بشه اونو
پس نزنی میخواد
وارد قلبت بشه میخواد
بگه Give me your night, امشبت
رو به من بده و
احساساتم رو بهت نشون میدم شهوتت
رو بهم بده و من
سرمستت می کنم تخیلاتت
رو به من بده و من
اون عاشق رو بهت نشون میدم قلبت
رو به من بده و من
تورو کنار خودم نگه می دارم و تا
آخرین روزی که زنده ام عاشقت می مونم
یه
قطار اسپانیایی وجود داره که که بین "کوادل کیویر" و "سویل"در
حرکته
And at dead of night the whistle blows, و در
نیمه های شب صدای سوتش به گوش می رسه
and people hear she's running still... و
مردم میشنون که اون هنوز در حرکته And then they hush
their children back to sleep, و
اونا با عجله بچه هاشون رو به رختخواب می فرستن
Lock the doors, upstairs they creep, درها
رو قفل می کنن، همونطور که ار پله ها به پایین می خزن
For it is said that the souls of the dead Fill that train ten thousand deep!! چون
گفتن که این قطار از 10 ها هزار جسد پر شده
Well a railwayman lay dying with his people by his side, خوب
یه ریل بان(روی تختش) افتاده بود و در حال مرگ بود و همکاراش بالای سرش بودن
His family were crying, knelt in prayer before he died, خونوادش
همینطور که گریه می کردن، زانو زده بودن وقبل از مرگش براش دعا می خوندن But above his bed
just a-waiting for the dead, ولی
درست بالاسر تختش درست قبل از مرگش
Was the Devil with a twinkle in his eye, شیطان
با برقی در چشماش بالای سرش ایستاده بود
"Well God's not around and look what I've found, و
شیطان گفت:"خوبه! خدا این دورو برا نیست که ببینه چی به چنگ آوردم
this one's mine!!" این
یکی هم مال منه Just then the Lord
himself appeared in a blinding flash of light, و
بلافاصله خود مسیح در یک چشم به هم زدن ظاهر شد
And shouted at the devil, "Get thee hence to endless night!!" و بر
شیطان فریاد کشید " دور شو ای ملعون
But the Devil just grinned and said "I may have sinned, و شیطان
اخمی کرد و گفت "مگه گناهی کردم
But there's no need to push me around, دلیلی
برای دور کردنم ار اینجا وجود نداره
I got him first so you can do your worst, من
اول اون رو پیداش کردم تو هم نمیتونی کاری منی
He's going underground!!" اون
با من به اعماق زمین خواهد اومد "But I think
I'll give you one more chance" said the Devil with a smile, "ولی
فکر کنم بتونم یه شانس دیگه بهت بدم": شیطان با لبخند گفت
"So throw away that stupid lance, "پس
اون جسد بی مصرف رو بندازش It's really not your
style", اون
در شآن تو نیست
Joker is the name, Poker is the game, "جوکر"
یه اسمه، "پوکر" یه بازیه we'll play right
here on this bed, ما
رو همین تخت با هم بازی خواهیم کرد
And then we'll bet for the biggest stakes yet, the souls of the dead!!" و
روی این جسد و جسدهای بیشتری شرط بندی می کنیم
And I said "Look out, Lord, he's going to win, و من
گفتم" مراقب باش، یا مسیح اون داره برنده میشه
The sun is down and the night is riding in, خورشید
داره غروب میکنه و شب داره فرا می رسه اون
قطار باز به موقع رسید اینجا،و روح های زیادی برای سوار شدنش به خط شدن
Oh Lord, he's going to win!.." آه
یا مسیح، اون داره برنده میشه Well the railwayman
he cut the cards خوب
ریل بان شروع به پخش کردن کارتها(بین مسیح و شیطان) کرد
and he dealt them each a hand of five و به
هرکدومشون 5 تا کارت داد
And for the Lord he was praying hard و
ریل بان داشت از ته دل برای برنده شدن مسیح دعا می کرد
or that train he'd have to drive... یا
میبایست اون قطار رو برونه
Well the Devil he had three aces and a king, خوب
شیطان 3 تا تک داشت و یه شاه
and the Lord, he was running for a straight, و
مسیح درحال ردیف کردن کارتها بود
he had the queen and the knave and the nine and ten of spades, مسیح
یه بی بی و یه سرباز و یه 9 و یه خال پیک داشت
All he needed was the eight... تنها
چیزی که لازم داشت فقط یه "8" بود And then the Lord he
called for one more card, مسیح
خواست که دوباره کارت بریزن
but he drew the diamond eight, ولی
اون یه 8خشت انداخت
And the Devil said to the son of God, و
شیطان به پسر خدا(مسیح) گفت
"I believe you've got it straight, "خوبه،
حرکت خوبی بود" So deal me one for
the time has come حالا
نوبت منه، حالا وقتشه
to see who'll be the king of this place, تا
ببینی که کی پادشاه اینجا میشه
But as he spoke, from beneath his cloak, ولی
همینتور که داشت حرف میزد (وسر مسیح رو گرم می کرد)، از زیر کتش
he slipped another ace... یه
"تک" دیگه انداخت وسط Ten thousand souls
was the opening bid, و ده
هزار روح به داخل قطار خوانده شدن
and it soon went up to fifty-nine, و
بازیشون سریع یه 59 رسید
but the Lord didn't see what the Devil did, ولی
مسیح ندید که شیطان چیکار کرد
and he said "that suits me fine", و
گفت"کلی حال دادی
"I'll raise you high to hundred and five, تورو
به 105 می رسونم
and forever put an end to your sins", و
برای همیشه به گناهات خاتمه می دم
But the Devil let out a mighty shout, "My hand wins!!" ولی
شیطان (کارتش رو انداخت) و نیرومند فریاد زد:"دست من برنده شد And I said
"Lord, oh Lord, you let him win, و من
گفتم یا مسیح، آه ای مسیح، تو گذاشتی اون برنده بشه
The sun is down and the night is riding in, خورشید
داره غروب میکنه و شب داره فرا می رسه
That train is dead on time, many souls are on the line, اون
قطار باز به موقع رسید اینجا،و روح های زیادی برای سوار شدنش به خط شدن
Oh Lord, don't let him win..." آه
مسیح، نذار برنده بشه Well that Spanish
train still runs between, Quadalquivir and old Seville, خوب،
اون قطار اسپانیایی هنوز داره بین "کوادل کیویر" و "سویل"حرکت
می کنه And at dead of night
the whistle blows, و در
نیمه های شب صدای سوتش به گوش می رسه
And people fear she's running still... و
مردم با ترس و هراس میفهمن که اون هنوز در حرکته
And far away in some recess و
اون دور دورا، یه گوشه ای
The Lord and the Devil are now playing chess, مسیح
و شیطان در حال بازی شطرنج هستن
The Devil still cheats and wins more souls, و
هنوز شیطان در حال جرزنیه و روح های بیشتری به چنگ میاره
And as for the Lord, well, he's just doing his best... و
مسیح، خوب، داره نهایت سعیش رو می کنه And I said
"Lord, oh Lord, you've got to win, و من
گفتم:"یا مسیح، آه ای مسیح، تو باید برنده بشی
The Sun is down and the night is riding in, خورشید
داره غروب میکنه و شب داره فرا می رسه
That train is still on time, Oh my soul is on the line, اون
قطار باز به موقع رسید، آه روح من هم تو صف ایستاده
Oh Lord, you've. . got. . to . . win..." آه
مسیح، تو. . .باید. . . .برنده. . . .بشی
كريس دي برگ همراه با گروه آريان
There are those who
think that love comes with a lifetime guarantee, کسایی
هستن که فکر می کنن که زندگی برای همیشه رخ دادن عشق رو ضمانت می کنه ولی
از افرادی که دور و بر ما هستن متوجه میشیم که این (فرصت) همیشه برامون وجود نداره
و
این ساده ترین چیزیه که بین یک پدر و فرزند بوجود میاد ولی
وقتی سعی می کنن صحبت کنن،قبل ازاینکه شروع کنن شاخ و شونه کشیدنا بینشون شروع
میشه Well that was me,
and I have seen the light that shines for eternity, خب،
اون من بودم، و نوری رو که از ابدیت می درخشید رو دیدم چون
تو زندگی یاد گرفتم که به زبون بیارم جمله: دوست دارم رو ببین
چه قلبایی شکستن . . . توی دست روزگار ببین
چشمایی رو که گشتن . . . پی نوری موندگار از
عشق و باور. . .باید که آخر . . . بشن لبریز دلامون یه
روزی، هر جا. . .پر بشه دنیا . . . از طنین صدامون پس
بیا با هر زبون. . .تو هم بخون . . . بخون عاشقونه کنارم فریاد
بزن بگو . . . دوست دارم And this endless
road that we are on just keeps on going round, و
این جاده بی پایانی که ما توش پا گذاشتیم همینطور ادامه داره ولی
اینجا تنها یک سرنوشت هست که همیشه وجود داره So come with me, پس
با من همراه شو and you will see و
خواهی دید the light that
shines for eternity, نوری
که از ابدیت میتابه قوی
باش و یاد بگیر که به زبون بیاری جمله: دوست دارم رو فریاد
بزن بگو. . .دوست دارم the words “I love
you,” جمله:
دوست دارم رو دوست
دارم the words “I love
you,” جمله:
دوست دارم رو
A new moon is laughing
up there in the sky , ماه نو آن بالا در آسمان مي خندد But my love is crying and I’ll tell
you why … اما عشق من مي گريد و من دليلش را به تو
خواهم گفت … Crisis and confusion when she came
along آنگاه كه همراهم آمد ، آشفته و سرگردان
شدم Followed by delusion when I found out
that I was wrong وقتي فهميدم كه اشتباه مي كردم ، در پي
خيال خامي بودم She I said “ Baby . We’re cruising
along on the crest of a wave . “ او گفت : عزيزم ، ما بر بلنداي يك موج
سواريم . And I said “ Maybe , but baby I’m
losing , گفتم : شايد اين گونه باشد ، اما عزيزم
من از دست ميروم And the only wave is goodbye … و تنها موج وداع است … ‘ Cos just when I’m starting to burn with
desire چرا كه درست ان گاه كه در تب اشتياق مي
سوزم My blood’s getting hot & the
flame’s rising higher , خونم به جوش مي آيد و ان شعله بالا مي
گيرد She says “ Good night “ . دخترك مي گويد : شب به خير . And leaves me on fire , and I’m so
sorry my love , و مرا در تب و تاب رها مي كند ، بسيار
متاسفم عشق من I gotta say goodbye ooh … مي خواهم وداع كنم ، آه … A new moon , a new tune , another song
is coming soon , ماهي نو ، نوايي نو ، به زمدي ترانه اي
ديگر سر داده مي شود New moon , new day , another love is
coming my way , ماه نو ، روز نو ، عشقي ديگر سر راهم مي
آيد She took my heart , قلبم را مي ربايد And without a word she tore it apart ,
ooh . و بي هيچ كلامي ان را مي شكند New moon , so bright , ماه نو ، اي درخشنده Shine your light on me for the rest of
the night “ .. سراسر شب نورت را بر من
بتابان … Scenes of soft seduction , spinning
through my head , صحنه هاي لطيف فريبنده
در ذهنم مرور مي شود Watching her deduction وقتي با ماه قياسش مي كنم As Lay grinning on my bed , وقتي با نيش باز در رختخواب دراز مي كشم She said “ Honey , it’s so moving , دخترك مي گويد : عزيزم ، زمان سريع در
گذر است . I can almost see our wedding day , “ روز اول ازدواج مان تقريبا به يادم مي
آيد . And I said “ Gunny , you’d better
start grooving honey , و من گفتم : مسخره است ، بهتر است به
زندگي عاديت برگردي Or the only move is away “ چون اين تنها كاري است كه مي شود كرد . And then she turned with that look in
her eye , و بعد دخترك با ان نگاه خاص خودش به سوي
من برگشت And I know that bad weather’ll be here
by and by , و فهميدم هوا حسابي پس است And sure enough , she started to cry ,
and I’m so sorry my love , و وقتي خاطر جمع شد ، زد زير گريه ، خيلي
متاسفم عشق من I really gotta fly , ooh ooh … واقعا دارم پر مي كشم ، آه ، آه … A new moon , a new tune , another song
is coming soon , ماهي نو ، نوايي نو ، به زمدي ترانه اي
ديگر سر داده مي شود New moon , new day , another love is
coming my way , ماه نو ، روز نو ، عشقي ديگر سر راهم مي
آيد She took my heart , قلبم را مي ربايد And without a word she tore it apart ,
و بي هيچ كلامي ان را مي شكند New moon , so bright , ماه نو ، اي درخشنده Shine your light on me for the rest of
the night … سراسر شب نورت را بر من بتابان … New moon , new moon , oh , oh , new
moon , ماه نو ، ماه نو ، …
آه ، آه ، ماه نو Bye , bye , bye , new moon , bye , bye
, new moon , . بدرود ، بدرود ، بدرود ، ماه نو ، بدرود
، بدرود ، ماه نو .
Where your love is ,
put your heart , guard these moments well , محبوبت هرجا كه هست ، دل بدانجا سپار ،
اين لحظه ها را پاس بدار Where your dreams are , put your hopes
, در رؤياي هرجا كه هستي ، اميد بدانجا
سپار You know they will not fail you , مطمئن باش كه ناكامت نمي گذارد When the sum rises in the morning ,
you will wake up , صبح هنگام كه سپيده سر ميزند ، از خواب
برمي خيزي And find her yawning , و او را خميازه كشان در كنارت مي يابي When the wind blows strong and cold , آن گاه كه بادها سهمگين و سرد مي وزند She’ll be with you until you grow old , او تا دم پيري در كنارت خواهد بود Where your love is , put your heart , محبوبت هرجا كه هست ، دل بدانجا سپار Oh what would you do , if your dreams
came true ? آه ، اگر روزي آرزوهايت برآورده شوند ،
چه خواهي كرد ؟ I would build a lovely house with
satin green shutters , خانه اي زيبا خواهم ساخت با پرده هاي سبز
اطلسي It would be lovely , مي د انم كه زيبا خواهد بود The most lovely house in the world … زيبا ترين خانه در دنيا … And I would sing a lovely song with
you in my mind , با تو در خاطرم ترانه اي عاشقانه سر
خواهم داد And you in my eyes , و در نظرم The most lovely song in the world … عاشقانه ترين ترانه در دنيا … I would write it down on the wall ,
just for you , just for you ; آن را بر ديوار خواهم نوشت ، تنها براي
تو ، تنها براي تو And I would hold you in my arms for
the rest of my days . و باقي عمرم تو را در بر خواهم گرفت When you’re sad and feeling low , آن گاه كه غمگيني و پژمرده You’re on your own with nowhere to go
, در دنياي خويشي و راه به جايي نمي بري Make believe that she is gone , باور كن كه او رفته Play your guitar and write a song for
her , گيتارت را بنواز و ترانه اي برايش بسراي Write down the words about how you
cried , بنويس كه چگونه از خواب برخاستي When you woke up weeping , و گريه سر دادي ‘ Cos you thought that she had dide ,
and you heard her breathing , چرا كه گمان كردي او مرده ، اما صداي
نفسش را شنيدي Through your pain and you held her
close and cried all over again ; و او را دردمندانه در بر گرفتي و از نو
گريه سر دادي Where your love is , put your heart , محبوبت هرجا كه هست ، دل بدانجا سپار Oh what would you do , if your dreams
came true ? آه ، اگر روزي آرزوهايت برآورده شوند ،
چه خواهي كرد ؟ And inside my lovely house with satin
green shutters , و در خانه زيبايم با
پرده هاي سبز اطلسي There would be children بچه هايي هستند The most lovely children in the world
, دوست داشتني ترين بچه هاي دنيا And even when the skies are gray , we
would be happy , و حتي زماني كه آسمان ابري است ، خوشحال
خواهيم بود For we have love , چرا كه عشق از آن ماست The most lovely love in the world دلنشين ترين عشق دنيا I would write it down on the wind ,
just for you , just for you , و آنرا بر باد خواهم نوشت ، تنها براي تو
، تنها براي تو And I would hold you in my arms for
the rest of my days . و باقي عمرم تو را در بر خواهم گرفت .
Is it real , what feel
, is it love .
واقعا چه احساسي داري ؟ عشق ؟ Is it love that’s making me weak , in
the night , آيا عشق است كه اين چنين در دل شب
ناتوانم كرده ؟ And when she’s next to me , وقتي كه او در كنار من است I just stumble on my words , زبانم مي گيرد And all the things I want to say , و هرچه كه مي خواهم بگويم Come out wrong , اشتباه بر زبانم مي ايد I am lost in a dream غرق در خواب و خيالم But I know this is more than it seems
, اما مي دانم قضيه مهمتر از اينها است I need a little help . به اندكي ياري نياز دارم Someone put on a love song , يك نفر نواري عاشقانه گذاشته است To bring her closer to me , كه او را به من نزديكتر مي كند All I want is this diamond in the dark آن چه در اين تيرگي به دنبالش هستم ،
چنين الماسي است To begin what must be ; تا هرچه مقدر است ، آغاز گردد When she turns at her name , when she
smiles , آن گاه كه به اسمش ميرسد ، آن گاه مي
خندد When she smiles , I feel it again , in
my heart , آن گاه كه مي خندد ، از نو در دلم احساسش
مي كنم Across the crowded room , از اين سو به آنسوي اتاق شلوغ She is just a dance away , او فقط مي رقصد And I can feel her like a fire that’s
burning strong , و همچون شعله اي پر لهيب به نظر مي آيد She keeps looking at me , او يكسره به من چشم دوخته است And I know this was all meant to be , و مي دانم كه گريزي از آن نبود And then it had to come , و مي بايست اتفاق مي افتاد Someone put on a love song , يك نفر نواري عاشقانه گذاشته است To bring her closer to me , كه او را به من نزديكتر مي كند All I want is this diamond in the dark آن چه در اين تيرگي به دنبالش هستم ،
چنين الماسي است To begin what must be ; تا هرچه مقدر است ، آغاز گردد All I want is this diamond in the dark آن چه در اين تيرگي به دنبالش هستم ،
چنين الماسي است To begin what must be ; تا هرچه مقدر است ، آغاز گردد All I want is this diamond in the dark آن چه در اين تيرگي به دنبالش هستم ،
چنين الماسي است To begin what must be ; تا هرچه مقدر است ، آغاز گردد All I want is this diamond in the dark آن چه در اين تيرگي به دنبالش هستم ،
چنين الماسي است To begin what must be . تا هرچه مقدر است ، آغاز گردد.
Some people fall in
love in rooms that are so dark ,
بعضي با چشم بسته به دام عشق مي افتند They can’t see where they are going نميدانند چه بر سرشان مي آيد And they lose their hearts . و دل مي بازند But when I saw your face , it was a
light so strong , آن گاه رويت را ديدم ، پر فروغ و درخشان And I could see a long night coming on
, و شبي طولاني در راه بود In your eyes , in your eyes , در چشمان تو ، در چشمان تو And I saw driving down to the river ; و ديدم به سوي رودخانه سرازير مي شوي Laughing in the rain ; زير باران خنده سر مي دهي Dancing out under moonlight ; در مهتاب ميرقصي Papers in bed ! سبكبال در بستر مي آرامي And I saw your delights as a lover , و عاشقانه سرخوشي ات را نظاره مي كنم Till the break of day , تا
دميدن صبح And oh … every time I look و هر زمان كه مي نگرم It’s you and me together … in your
eyes . خود را و تو را در چشمانت مي بينم Some people say that time changes
everything , برخي مي گويند زمان همه چيز را دگرگون مي
كند With love there’s no way of knowing با وجود عشق نمي توان فهميد What the world may bring , بر سرت چه مي آيد But I don’t mind at all , because it’s
you and me , برايم اهميتي ندارد ، چرا كه با هم هستيم And all I’ve ever wanted I can see … و همه آنچه كه خواستم ، در چنگ من است In your eyes , in your eyes … . در چشمان تو ، در چشمان تو .
Is there anybody going to listen to my story , آيا كسي مي خواهد قصه ام را بشنود ، All about the girl who came to stay
? حكايت آن دختر كه آمد تا ماندگار شود ؟ She’s the kind of girl you want so
much it makes you sorry , او از آنجور دخترهايي است كه هرچه بيشتر بخواهي اش ،
بيشتر مآيوست ميكند Still you don’t regret a single day
, حتي يك لحظه هم افسوس نمي خوري Ah , girl … girl … آه ، دختر … ، دختر … When I think of all the time I’ve
tried so hard to leave her , وقتي فكر ميكنم چگونه چندين بار سعي كرده ام تركش كنم She will turn to me and start to cry
, رو به سويم ميكند و گريه سر ميدهد And she promises the earth to me and
I believe her , و اين بار ديگر قول حتمي ميدهد و من باورش ميكنم After all there’s time I don’t know
why , عاقبت روزي رسيد كه من هم سردرگم شدم Ah , girl … girl … آه ، دختر … ، دختر … She’s the kind of girl who puts you
down او از آنجور دخترهايي است كه توي ذوقت ميزند When friends are there , you feel a
fool , وقتي دوستان جمعند ، احساس احمقانه اي به تو دست ميدهد When you say she’s looking good , وقتي مي گويي خوش قيافه شده اي She acts as if it’s understood , جوري رفتار ميكند كه انگار اين را همه ميدانند She’s cool , cool , cool ,cool , او بي احساس است ، بي احساس ، بي احساس ، بي احساس ، Ah , girl … girl … آه ، دختر … ، دختر … Was she told when she was young , آيا وقتي كوچكتر بود به او گفته بودند That pain would lead to pleasure كه سرانجام درد به خوشي مي انجامد Did she understand it when they said
, آيا او توانست بفهمد كه That a man must break his back to
earn his day of leisure , يك مرد كمرش مي شكند تا يك روز فراغت پيدا كند Will she still believe him when he’s
dead ? آيا پس از مرگ آن مرد باورش خواهد كرد ؟ Ah , girl … girl … . آه ، دختر … ، دختر … I want her and I need her and yes I realy love her من
میخوامش، بهش نیاز دارم آره واقعا عاشقشم She is so much
to me this girl من
شیفته اون شدم And when I’m
away from her I realy miss her و
وقتی از اون دورم دلم واقعا براش تنگ میشه She is so much
to me this girl من
شیفته اون شدم.
There’s an angel
crying up in Heaven tonight ,
امشب فرشته اي آن بالا
در بهشت مي گريد And I’ve got the Devil in my heart , و اهريمني در دلم جاي
گرفته Because I keep saying things that I
don’t mean , چرا كه حرفهايي مي زنم
كه به آنها ايمان ندارم And it’s tearing us apart ; و اين بين ما فاصله مي
اندازد There’s a wild wind blowing in the
desert tonight , امشب بادي سهمگين در
بيابان مي وزد Oh how I long to feel the rain , آه چقدر آرزو دارم كه باران ببارد And let it wash away these lonely
tears , و اشكهاي تنهايي را بشويد And bring us back again , و ما را دوباره باز گرداند ‘ Cos it’s a different world when I
look into your eyes , زيرا وقتي به چشمان تو مي نگرم ، دنيايي
ديگر مي بينم You’re the nearest thing that I have
seen to Paradise , تو مفهوم ترين معناي بهشت هستي And I know with you I will be in love
forever ; و مي دانم كه تا ابد در دام عشقت خواهم
بود There’s a stranger waiting deep in
every heart , در ژرفاي دل هر كسي بيگانه اي به كمين
نشسته است To say the crazy things we say , و حرفهاي احمقانه را او ميزند But I promise you he won’t be back , اما قول مي دهم كه او ديگر باز نمي گردد To steal your dreams away ; تا رؤياهايت را از كف ببرد So come up close and put your sweet
hand in mine , پس نزديكتر بيا و دست گرمت را در دستم
بگذار I’m going to hold you all night long , مي خواهم تمام شب در كنار تو باشم And if you wake up I will be here , و آن گاه كه بيدار شوي ، همينجا خواهم
بود To tell you that I love you ; تا بگويم كه دوستت دارم ‘ Cos it’s a different world when I look into
your eyes , زيرا وقتي به چشمان تو مي نگرم ، دنيايي
ديگر مي بينم You’re the nearest thing that I have
seen to Paradise , تو مفهوم ترين معناي بهشت هستي And I know with you I will be love
forever ; و مي دانم كه تا ابد در دام عشقت خواهم
بود Yes , it’s a different world when I
look into your eyes , آري وقتي به چشمان تو مي نگرم ، دنيايي
ديگر مي بينم You’re the nearest thing that I have
seen to Paradise , تو مفهوم ترين معناي بهشت هستي And I know with you I will be love
forever ; و مي دانم كه تا ابد در دام عشقت خواهم
بود Yes I know with you I will be love
forever ; و مي دانم كه تا ابد در دام عشقت خواهم
بود In love forever . تا ابد در دام عشقت .
Tonight I’ll give you
every bit of my heart ,
امشب ذره ذره دلم را به تو خواهم بخشيد Give you everything that I’ve got , و هرآنچه كه دارم I don’t want to lose you , نمي خواهم از دستت بدهم ، Tonight , you tell me what want me to
do , امشب بگو از من چه مي خواهي Everything you want to get through , هرآنچه اراده كني I won’t let you down ; مايوست نخواهم كرد ، But what’s this talk of leaving ,
what’s it all about ? اما اين چه حرفهايي است كه راجع به رفتن
مي زني ، چه ات شده ؟ We’re sitting here this evening ,
trying to sort it out ; تنگ غروب اينجا نشسته ايم ، تا اوضاع را
روبه راه كنيم You say that I never listen , that I
just don’t seem to care , مي گويي بي ملاحظه و بي تفاوتم What happens in your world and I’m
hardly ever there ; نسبت به انچه كه در دنيايت مي گذرد ، و
هرگز در ان جاي ندارم ، Well tonight , I’ll give you every bit
of my heart , پس امشب ذره ذره دلم را به تو خواهم
بخشيد Give you everything that I’ve got . هر انچه كه دارم به تو خواهم بخشيد I don’t want to lose you . نمي خواهم از دستت بدهم No tonight , you tell me what you want
me to do , امشب بگو از من چه مي خواهي Everything you want to get through , هر انچه اراده كني I’m in your hands tonight … امشب در چنگ توام … Oh darling tonight , آه عزيزم امشب را I want to work it out , مي خواهم بفهمم I try to listen but sometimes I seem
to forget , مي خواهم به حرفهايت گوش دهم ، اما گاه
از ياد مي برم How much I need you , كه چقدر به تو احتياج دارم So tonight show me what you want me to
see , پس امشب هر انچه مي خواهي به من ابراز كن And I’ll show you I still believe و من امشب به تو خواهم فهماند كه هنوز In you and me , tonight ; خودم و تو را باور دارم ، Tonight , I’ll give you every bit of
my heart , امشب ذره ذره دلم را به تو خواهم بخشيد Give you everything that I’ve got , و هر انچه كه دارم به تو خواهم بخشيد I don’t want to lose you , tonight … . امشب نمي خواهم از دستت بدهم … .
The cafes are all
deserted , the streets are wet again ,
كافه ها خالي اند و خيابانها از باران
خيس There’s nothing quite like an out of
season holiday town , In the rain . هيچ چيز به شهري توريستي زير باران خارج
از فصل تعطيلات نمي ماند When the tourists go and the cold
winds blow , زماني كه توريستها مي روند و بادهاي سرد
مي وزد And my girl is on a plane , home … و محبوبم در راه خانه است … I’m never going to love another , the
way that I have loved you , آن طور كه تو را دوست دارم ، ديگري را
دوست نخواهم داشت It’s taken me a little time to
discover it , مجالي اندك براي فهميدنش لازم بود Now I know it’s true , but fatal
hesitation , ميدانم كه حقيقت دارد ، اما ترديدي كشنده Made me miss the show , مجال ابراز عشق را از كفم ربود Oh Romeo is standing in the rain , آه ، رومئو زير باران ايستاده And I know that I have let her slip
away , ميدانم خود از دست دادمش Fatal hesitation – fatal hesitation … ترديد كشنده ، ترديد كشنده I saw you again this morning , walking
down the beach , امروز صبح تو را بار ديگر قدم زنان به
سوي ساحل ديدم And though you are a thousand miles
away , گرچه هزاران فرسنگ دوري You were only just out of reach , but
when I got up close , تنها اندكي از من دور بودي ، اما نزديك
تر كه شدم And I saw her face , I knew it
couldn’t be so , no , no ; رويش را كه ديدم ، پي بردم نبايد اينگونه
مي بود Oh Romeo is standing in the rain , آه ، رومئو زير باران ايستاده And I , yes I know , I have let her
slip away , و من ، آري مي دانم ، خود از دست دادمش Fatal hesitation , fatal hesitation , ترديدي كشنده ، ترديدي كشنده I’m going to get on my boat and sail
away ; مي خواهم سوار بر قايقم شوم و به
دوردستها برانم Oh Romeo is standing in the rain , آه ، رومئو زير باران ايستاده And I , yes I know , I have let her
slip away , و من ، آري مي دانم ، خود از دست دادمش Fatal hesitation , fatal hesitation … ترديدي كشنده ، ترديدي كشنده Fatal hesitation , fatal hesitation … ترديدي كشنده ، ترديدي كشنده I’m going to read a little Shakespeare
, مي خواهم از شكسپير كمي بخوانم And get her out of my head , و فکرشو از سرم بیرون
کنم It doesn’t matter any more ; ديگر اهميتي ندارد I’m going to miss her just a little
bit , مي خواهم برايش اندكي دلتنگي كنم Just a little bit … . تنها اندكي … .
We’re sitting out
there on the runway ,
به
روي باند نشسته ايم Waiting for the plane to leave , در
انتظار بلند شدن هواپيما And the Captain says , “ There’ll be a
short delay , اما
خلبان مي گويد : ^ تاخير كوتاهي داريم ، Bear with me please , “ لطفا
كمي حوصله به خرج دهيد ^ They gave us the usual hassle , مهماندارها
باز هم به ما پيله كردند “ You can’t take those guitars on
board , “ ^ شما نمي توانيد اين گيتارها را
داخل هواپيما بياوريد ^ But the boys in the band just smiled , اما
بچه هاي گروه فقط پوزخند زدند Heard it all before , گوششان
از اين حرفها پر بود And as they’re starting to serve
Champagne , و
همين كه مهماندارها شروع به سرو نوشيدني كردند To the folks at the front of the plane
, براي مسافرين رديف جلو I can hear the engines roaring , we’re
on our way , صداي غرش موتورها را مي شنوم ، راه افتاديم And we are flying home , و به سوي خانه ميرويم I feel the freedom in my soul , انگار روحم پر مي گشايد Flying home at last , عاقبت
به سوي خانه ميرويم Flying home , پرواز به سوي خانه I’ve got the freedom in my soul , انگار
روحم پر مي گشايد And it’s four in the morning , ساعت
چهار صبح است My world is calling , دنيايم
مرا مي خواند Speeding through the universe tonight
… امشب
شتابان دنيا را در مي نورديم… The movie reminds of my lady , فيلمي
كه نمايش ميدادند ، محبوبم را به يادم مي آورد As she waits , “ Where are those guys
? “ در
حين پذيرايي ميهماندار صداي فيلم مي آيد ؛ اون ياروها كجان ؟ Yes it’s nice to see old Butch and
Sundance in the sky , بله
خيلي جالبه كه توي هوا بوچ و ساندس را ببيني
* And now the sun is beginning to rise ,
و
حالا خورشيد كم كم طلوع مي كند It’s like looking down on paradise , گويي
بهشت را زير پايت نظاره مي كني There’s a ball of fire that’s burning
, giving life , چون گوي آتشيني كه با شعله هايش زندگي مي بخشد And we are flying home , و
به سوي خانه مي رويم I feel the freedom in my soul , انگار
روحم پر گشوده Flying home at last ; عاقبت
به سوي خانه مي رويم Flying home , پرواز به سوي خانه I’ve got the freedom in my soul , انگار
روحم پر مي گشايد And it’s four in the morning , ساعت
چهار صبح است My world is calling , دنيايم
مرا مي خواند Speeding through the universe tonight
… . امشب
شتابان دنيا را در مي نورديم… . *
اشاره به فيلم بوچ كسيدي و ساندنس كيد .
Underneath the silver
moon , the ship is like a ghost , زير نور نقره فام ماه ، كشتي مانند روحي
است She’s been out there for a week , just
waiting for the wind to blow , كشتي يك هفته در انتظار بادي مساعد بوده But she’s off and running , and there
is nothing I can do , اما حالا لنگر بركشيده و به پيش مي رود و
كاري از من بر نمي آيد ‘ Cos I’m just a prisoner here until
this war is through , چرا كه من تا به سر آمدن جنگ اينجا
محبوسم And I am singing و آواز سر ميدهم Sailor , can you help me ? ملوان ، كمكم مي كني ؟ Sailor , hear my call , ملوان ، صدامو بشنو Sailor , take me with you , ملوان ، منو با خودت ببر Sailor , take me home … ملوان ، ببرم به وطن … Yesterday I saw a seabird wheeling
light and low , ديروز يك پرنده دريايي را ديدم كه سبكبال
در هوا چرخ مي زد Then she sailed off to the west سپس ديدم كه به سوي مغرب بال گشود Like she was telling me the way to go
, انگار راه را به من نشان مي داد If I had tow ( her ) wings my love I’d
be with you tonight , عشق من اگر بالهاي او را داشتم ، امشب در
كنار تو بودم But my last hope has gone , she’s
drifting out of sight , اما آخرين اميد من از دست رفت ، آن پرنده
از نظر ناپديد شد Wait for me , منتظرم باش Oh Sailor , take me to her ملوان ، ببرم به سوي او Sailor , take me home ملوان ، ببرم به وطن To feel the wind , تا نسيم را حس كنم To see the sky , تا آسمان را نظاره كنم To hear the waves is breaking on the
shore again , تا ببينم امواج در ساحل فرو ميشكنند To be with you , تا با تو باشم To lie with you , تا در كنار تو بيارامم To hear your voice echo through the
hills again , تا كه پژواك صداي تو را از ميان دره ها
بشنوم Oh my darling wait for me , آه عزيزم منتظرم باش ‘ Cos I’ll be there , چرا كه آنجا خواهم بود When it is over , وقتي
همه چيز تمام شود When it is over , وقتي همه چيز تمام شود Yes I will return one day , آري روزي باز خواهم گشت Sailor , take me to her , ملوان ، ببرم به سوي او Sailor , take me home , ملوان ، ببرم به خانه Sailor , can you hear me ? ملوان ، صدامو ميشنوي ؟ Sailor , hear my call , ملوان ، صدامو بشنو Sailor , Sailor … . ملوان ، ملوان … .
Suddenly love
ناگهان عشق Come in and find me on open ground , فرو مي آيد و مرا در برهوت مي يابد Nowhere to hide , nowhere to run , نه جايي براي پنهان شدن ، نه جايي براي
گريختن There’s no turning back , نه راه بازگشتي And a journey has just begun ; اين تنها آغاز سفر است Suddenly love breaks down the doors , ناگهان عشق از درهاي بسته مي گذرد There is singing inside , نغمه اي در درون مي جوشد And all of the light that’s in your
eyes , و تمامي فروغ چشمانت Shining here tonight , كه امشب اينجا پرتو مي افكند Has woken the man in me , مردي را در من زنده كرده است And the woman in you , و زني را در تو The woman in you ; زني را در تو All night , heads on the pillow , تمام شب سرهايمان روي بالش است And eyes that are never shut , و چشم هايمان بر هم نخواهد رفت All night , rain on the window , تمام شب باران بر پنجره مي بارد But inside , we have so much ; اما در درون غوغايي برپاست Suddenly love ناگهان عشق Takes me away where I’ve never been , به جايي جديد مرا ميبرد Shows me a world I have never seen , دنيايي جديد را به من مي نماياند I could only dream , تنها در خواب مي توانم That I ever would find myself خود را باز شناسم With a lover like you , A lover like
you ; با محبوبي چون تو ، محبوبي چون تو All night , heads on the pillow , تمام شب سرهايمان روي بالش است And eyes that are never shut , و چشم ها يمان بر هم نخواهد رفت All night , body to body تمام شب در كنار هم And thrilling to every touch , در هيجان از هر تماسي Oh , Suddenly love آه ، ناگهان عشق Takes me away where I’ve never been , به جايي جديد مرا مي برد It shows me a world I have never seen
, دنيايي جديد را به من مي نماياند And I just want to be , فقط مي خواهم Alone in your mystery , تنها شريك راز دلت باشم Love me over and over , بيشتر و بيشتر دوستم بدار And over and over again . و باز هم بيشتر و بيشتر .
The Autumn Leaves were
falling
برگهاي خزاني فرو مي ريختند On those old Cathedral walls , بر حصارهاي كليساي فديمي There were candles in the darkness , در دل تاريكي شمع هايي بود Singing in the choir , دسته جمعي آواز مي خواندند And reading out the names , و نامهايي را تكرار ميكردند Of all the ones who’ve gone before , نام آنان كه پيش از اين رهسپار شده اند Well I could tell that you were
thinking , مي توانستم بفهمم About the meaning of it all . كه به معناي اين همه فكر ميكردي And you said to me “ Who Will Open up my eyes , و به من گفتي : چه كسي چشمانم را خواهد
گشود ، To the wonder and the glory , and the
stars in the sky “ به اعجاز و عظمت ستارگان آسمان And you said to me و به من گفتي : “ For this road I’m travelling on , ^
در اين راهي كه مي پيمايم I need someone beside me forever . Who
? “ كسي را در كنارم تا ابد ميخواهم ، چه كسي
؟ ^ And I said , “ It’s me , and I’m ready
to go , ready to show و گفتم : خود من ، و آماده راهي شدنم ،
آماده ام تا ثابت كنم That I’ll never let you down . كه هرگز نااميدت نخواهم كرد And I want you to know , that this
power will grow , و مي خواهم بداني ، كه اين توان افزون
خواهد شد Every day , every beat of my heart , هر روز ، با هر طپش قلبم Forever , Forever … تا ابد ، تا ابد … We went down to the river , به سوي رودخانه سرازير شديم And we found a small café , و كافه اي كوچك يافتيم They say that over in the corner كه آن گوشه مي گويند Sat the writer Ernest Hemmingway ارنست همينگوي نويسنده مي نشست And here he made his story of the lovers
in the war و اينجا داستاني درباره عشاقي در زمان
جنگ نوشت And through it all they stayed
together till the rain had to fall , و در ميان اينهمه ، آنها تا بند آمدن
باران كنار هم ايستادند And you said to me , “ Who will be the
one apart , و به من گفتي : چه كسي طرف مقابلم خواهد
بود Who will teach me , with conviction
all the ways of the heart ? “ چه كسي با ايماني راسخ همه راه هاي دل را
به من خواهد اموخت ؟ And you said to me و تو به من گفتي : “ On this journey of my life , ^
در سفر زندگيم I need someone to love me forever .
Who ? كسي را مي خواهم كه تا ابد دوستم بدارد ،
چه كسي ؟ ^ And I said listen , و من گفتم بشنو : “ It’s me , and I’m ready to go , ^
خود من ، و آماده راهي شدنم Ready to show , that I’ll never let
you down . آماده ام تا ثابت كنم كه هرگز نااميدت
نخواهم كرد And I want you to know , that this
power will grow , و مي خواهم بداني ، كه اين توان افزون
خواهد شد Every day , every beat of my heart , هر روز ، با هر طپش قلبم I love you , I love you , It’s me , دوستت دارم ، من خود دوستت دارم And I’ll never let you down , و هرگز نا اميدت نخواهم كرد And I want you to know , that this
power will grow , و مي خواهم بداني ، كه اين توان افزون
خواهد شد Every day , every beat of my heart , هر روز ، با هر طپش قلبم Forever , I love you , Forever … “ . تا ابد ، تا ابد …
^ .
Maybe I didn’t love
you quite as good as I should have ,
گويي آن طور كه شايد ، تو را دوست نداشتم Maybe I didn’t hold you quite as often
as I could have , گويي آن طور كه بايد ، تو را در بر
نگرفتم Little I should have said and done , بايد كمتر از اينها با تو سخن مي گفتم I just never took the time ; نمي بايست وقت را تلف مي كردم You were always on my mind , همواره در خاطرم بودي You were always on my mind ; همواره در خاطرم بودي Maybe I didn’t hold you all those
lonely , lonely nights , گويي تمام آن شبهاي دلتنگ ، تو را در بر
نگرفتم And I guess I never told you , I’m so
happy that you’re mine , و گويي هرگز به تو نگفتم ، كه از داشتنت
چقدر خوشحالم If I made you feel second best , I’m
so sorry , I was blind , اگر باعث شدم خودت را بهترين احساس نكني
، بسيار متاسفم ، كور بودم You were always on my mind , همواره در خاطرم بودي You were always on my mind ; همواره در خاطرم بودي Tell me , tell me that your sweet love
hasn’t died , بگو ، به من بگو كه عشق شيرينت نمرده است Give me , give me one more chance to
keep you satisfied , ببخش ، به من مجالي ديگر ببخش تا راضي
نگهت دارم If I made you feel second best , I’m
so sorry , I was blind , اگر باعث شدم خودت را بهترين احساس نكني
، بسيار متاسفم ، كور بودم You were always on my mind , همواره در خاطرم بودي You were always on my mind . همواره در خاطرم بودي .
There is an answer,
some day we will know , جوابي وجود دارد ، روزي خواهيم فهميد And you will ask her , why she had to
go , و تو از او خواهي پرسيد ، چرا ناگريز از
رفتن بود We live and die , we laugh and we cry
, مي زييم و مي ميريم ، مي خنديم و مي
گرييم And you must take away the pain , و بايد درد را درمان كني Before you can begin to live again ; قبل از اغاز زندگي دوباره So let it start , my friend , let it
start , بيا شروع كنيم ، دوست من ، بيا شروع كنيم Let the tears come rolling from your
heart , بگذار اشكهاي دلت سرازير شوند And when you need a light in the
lonely nights , و هنگامي كه در شبهاي تنهايي به نوري
نياز داري Carry me like a fire in your heart , مرا با خود ببر ، چون شعله اي در قلبت Carry me like a fire in your heart ; مرا با خود ببر ، چون شعله اي در قلبت There is a river rolling to the sea , رودخانه اي به دريايي سرازير ميشود You will be with her for all eternity
, و تو تا ابد با او خواهي بود But we that remain need you here
again , اما ما كه بر جاي مانده ايم و به تو نياز
داريم So hold her in your memory پس او را در خاطرت نگه دار And begin to make the shadows
disappear ; و اندوه را از دلت بيرون كن Yes let it start , my friend , let it
start , آري ، بيا شروع كنيم ، دوست من ، بيا شروع
كنيم Let the love come rolling from your
heart , بگذار دلت از عشق لبريز شود And when you need a light in the
lonely nights , و هنگامي كه در شبهاي تنهايي به نوري
نياز داري Carry me like a fire in your heart , مرا با خود ببر ، چون شعله اي در قلبت Carry me like a fire in your heart ;
. مرا با خود ببر ، چون شعله اي در قلبت . I never know love
could be a silence in the heart ,
هيچ گاه نمي دانستم عشق ميتواند آرامش
بخش قلبم باشد A moment when the time is still , آن دم كه زمان بازايستد And all I’ve been looking for is right
here in my arms , و همه آن چه كه در پي آن بوده ام ، اين
جا در آغوش من است Just waiting for chance to begin ; در پي فرصتي براي دست به كار شدن I never know love could be the
sunlight in your eyes , هيچ گاه نمي دانستم عشق مي تواند آفتاب
چشمانت باشد On a day that you may not have seen , در روزي كه شايد به چشم نديده اي And all I’ve been searching for , well
words could never say , و همه ان چه كه در پي آن بوده ام ،
حرفهاي بجايي است كه قادر به بيانش نبوده ام When a touch is more than anything ; وقتي يك تماس به همه چيز مي ارزد Maybe you will never know how much I
love you , شايد هيچ گاه نفهمي ، چه اندازه دوستت
دارم But of this , be sure ; اما از اين مطمئن باش Here is your paradise , here is your
book of life , بهشت تو اينجاست ، كتاب زندگي تو اينجاست Where you and I will be forevermore ; جايي كه من و تو هميشه جاويد خواهيم بود Here is your paradise , here is your
book of life , بهشت تو اينجاست ، كتاب زندگي تو اينجاست Where you and I will be forevermore ; جايي كه من و تو هميشه جاويد خواهيم بود And in the dark night , you’ll follow
the bright light , و در ظلمت شب آن نور فروزنده را دنبال
خواهي كرد And go where the love must go , و به مامن عشق راه خواهي يافت And you will wake in the morning to a
brand new day , و در صبحدم به روزي نو چشم خواهي گشود Take all your worries away ; كه تمام دل نگراني هايت را با خود خواهد
برد Maybe you will never know how much I
love you , شايد هيچ گاه نفهمي ، چه اندازه دوستت
دارم But of this , be sure ; اما از اين مطمئن باش Here is your paradise , here is your
book of life , بهشت تو اينجاست ، كتاب زندگي تو اينجاست Where you and I will be forevermore ; جايي كه من و تو هميشه جاويد خواهيم بود Here is your paradise , here is your
book of life , بهشت تو اينجاست ، كتاب زندگي تو اينجاست Where you and I will be forevermore . جايي كه من و تو هميشه جاويد خواهيم بود
.
I’ve been missing you
… دلم برات تنگ شده … I’ve got the roses , I’ve got the wine
, دسته اي گل سرخ و كمي
نوشيدني خريدم With a little luck she will be here on
time , اگر كمي شانس بياورم ،
سر وقت ميرسد This is place we used to go , پاتوق ما اينجاست With romantic music and the lights
down low , با موسيقي عاشقانه و
چراغ هاي روميزي And as you stand there amazed at the
door , بر آستانه در كه مرا مي
بيني ، بهت زده مي شوي And you’re wondering what all this is
for , كه چرا اينهمه چيز خريده
ام It’s just a simple thing , from me to
you , اين هديه اي است كوچك
براي تو The lady that I adore , تويي كه مي پرستمت ‘ Cos there’s something that you
should know , it’s that : چيزي هست كه بايد بداني
: I’ve been missing you , more than
words can say , دلم برات تنگ شده ، بيش
از آنكه بر زبان بيايد And that I’ve been thinking about it
every day , و هر روز در فكر آنم And the time we had just dancing nice
and slow , و آن گاه كه ظريف و آرام ميرقصيديم And I said now I’ve found you , گفتم كه ديگر دريافتمت I’m never letting go ; و هرگز بازت نمي نهم There is reason to the things that we
do , گاه كارهاي بي دلياي انجام ميدهيم You can break a heart with just a word
or two , مي تواني با يكي دو كلمه دلي را بشكني And take a lifetime to apologize , و يك عمر معذرت بخواهي When the one you love’s in front of
your eyes , هنگامي كه محبوبت در مقابل چشمان توست And I will fall to my knees like a
fool , عاجزانه به زانو در خواهي امد If it’s the only way of getting
through , تنها اين طوري كارت درست ميشود You see if think you are beautiful , اگر زيبا بپندارمت Someone else is going to feel it too , ديگري نيز همين عقيده را خواهد داشت So there’s only one thing to do , tell
you that : پس تنها يك كار مانده ، به تو بگويم : I’ve been missing you , more than words
can say , دلم برات تنگ شده ، بيش از آنكه بر زبان
بيايد And that I’ve been thinking about it
every day , و هر روز در فكر آنم Well tonight’s our night for dancing
nice and slow , امشب برايمان شبي است كه ظريف و آرام
برقصيم Because now I’ve found you , I’m never
letting go , چرا كه ديگر تو را يافته ام ، و هرگز
بازت نمي نهم No , now I’ve found you , I’m never
letting go ; نه ، ديگر تو را يافته ام ، و هرگز بازت
نمينهم I’ve been missing you … دلم برات تنگ شده … I’ve been missing you , Darling … . عزيزم ، دلم برات تنگ شده … .
Each time that I hold
you , your eyes fill with fear . هرگاه تو را در بر مي گيرم ، چشمانت از
ترس پر مي شود You can’t lose control now ; the price
is too dear ; نبايد اختيارت را از كف بدهي ، بهايش
بسيار گزاف است But love , I have heard you crying in
the dark ; اما عزيزم ، گريه ات را در تاريكي شنيده ام And the tears on your pillow came
bleeding , و اشكهاي روي بالشت Weeping from your heart ; كه از دل خون بارت مي چكد Oh Sinner , you’re losing all that you
had . اي گناهكار ، همه آن چه كه داري از دست
مي دهي Your day is in pieces ; your night has
gone mad . روزت متلاشي و شبت جنون آسا And love cannot touch you ; the search
has no end . و به عشق نخواهي رسيد ، اين جستجو پاياني
ندارد And the one you’ve forgotten was
really your only friend … و آن كه فراموش كرده اي ، يگانه دوست
واقعي ات بوده … Then your soul flies to Heaven , you
reach out for me . سپس روحت به بهشت پر ميكشد و به دنبالم
مي گردي . But the door will not open ; you’ve
thrown away the key . اما اين در گشوده نخواهد شد ، كليد را
دور انداخته اي No the door will not open . you’ve
thrown away the key … نه اين در گشوده نخواهد شد ، كليد را دور
انداخته اي … Oh Stranger , beware the life that you
lead , آه غريبه ، آگاه باش كه زندگي ات پر از
هشدارهايي است Is filled with the warnings you can or
will not read ; نه مي تواني بخواني شان و نه مي تواني
ببيني شان ، Your castle has fallen ; it lies in
the sand , قصرت فرو ريخته ، بنايش سست بوده I heard your voice calling , صدايت را شنيدم I thought I felt the brush of your
hand … گويي نوازش دستانت را حس كردم … Oh Gambler , remember the love that
you lend . آه قمار باز ، به ياد اور عشقي را كه
باخته اي Will never come back for the game has
no ending ; در اين قمار بي پايان ، دوباره به چنگش
نخواهي آورد The smiler is calling , your turn for
the deal . كسي با پوزخند صدايت ميزند ، نوبت بازي
توست . And the aces keep falling with every
spin of the wheel ; و اس ها پشت سر هم در هر دور بازي فرو مي
افتد Then you gather your winnings . You’re
ready to leave . آن گاه بردهايت را جمع مي كني و براي
رفتن اماده مي شوي . But the door will not open , you’ve
thrown away the key . اما در باز نخواهد شد ، كليد را دور
انداخته اي Oh there’s no point in staying آه ماندن هيچ فايده اي ندارد So don’t wait to see . درنگ نكن كه ببيني For the door will not open . چرا كه اين در گشوده نخواهد شد You’ve thrown away the Key . كليد
را دور انداخته اي .
It’s a rainy night in
Paris , شبي باراني در پاريس And the harbor lights are low . چراغهاي بندر گاه كم سويند He must leave his love in Paris او بايد عشقش را در
پاريس ترك كند Before the winter snow ; پيش از سرماي زمستان On a lovely street in Paris در يكي از خيابانهاي
زيباي پاريس He held her close to say , او را در برگرفت تا
بگويدش “ We’ll meet again in Paris دوباره يكديگر را در پاريس خواهيم ديد When there are flowers on the Champs –
Elysees . “ آن گاه كه گلها در شانزه ليزه شكفته شوند
^ “ How long “ , she said “ How long , دخترك گفت : تا كي ؟ تا كي ؟ And will your love be strong , به عشقت پاي بند خواهي ماند ؟ When you’re across the sea , هنگامي كه از دريا مي گذري Will your heart remember me ? “ مرا در ياد خواهي داشت ؟ Then she gave him words to turn to , سپس دخترك با كلامي راهيش كرد When the winter nights were long , آن گاه كه شبهاي زمستان دراز بودند “ Nous serons encore amoureux ^
يكديگر را همچنان دوست خواهيم داشت Avec les couleurs de printemps … “ با رنگهاي بهاري ^ ! “ And then “ she said , “ And then , و دخترك گفت : ^ و بعد از آن ، Our love will grow again . “ عشق ما از نو خواهد باليد ^ Ah but in her eyes he sees اما او در چشمان دخترك مي بيند Her words of love are only words to
please … كه كلام عاشقانه دخترك فقط يك كلام مسرت
بخش است … And now the lights of Paris و حالا چراغهاي پاريس Grow dim and fade away , كم سو و محو مي شوند And I know by the lights of Paris و با ديدن چراغ هاي پاريس مي فهمم I will never see her again … . كه او را ديگر هرگز نخواهم ديد … .


A woman's heart is filled with lust,
If you don't believe that these things happen,
Could be the biggest mistake that a man can make;
Of the perfect man who may not be you,
If we don't see what she's been missing,
Could be the biggest mistake that a man can make,
Don't turn her away,
She wants to get through to you,
She wants to say;
And I will show you my passion,
Give me your lust,
And I will drink you dry,
Give me your dreams,
And I will show you a lover,
Give me your heart,
and I will hold you close,
And I will love you till the day I die.
For a little romance and company,
If we don't look or just don't listen,
Could be the biggest mistake that a man can make;
She will be true, to the one in her life,
If we don't give her love and affection,
Could be the biggest mistake, that a man can make.
Don't turn her away,
She wants to get through to you,
She wants to say;
And I will show you my passion,
Give me your lust,
And I will drink you dry,
Give me your dreams,
And I will show you a lover,
Give me your heart,
and I will hold you close,
And I will love you till the day I die.
Don't turn her away,
She wants to get through to you,
She wants to say;
And I will show you my passion,
Give me your lust,
And I will drink you dry,
Give me your dreams,
And I will show you a lover,
Give me your heart,
and I will hold you close,
And I will love you till the day I die.
![]()
That train is dead on time, many souls are on the line,

But we know from those around us, that this may not always be,
It's the simple things that come between a father and a son,
But when they try to talk, the knives are out before they have begun;
Because I learned to say the words “I love you;”
But there's one destination that always is here to be found;
Be strong and learn to say the words “I love you,”

















» متن و ترجمه آهنگ Pink Floyd_Hey You
» متن و ترجمه آهنگ Chris De burgh_The Lady In Red
» متن و ترجمه آهنگ Gloria Gaynor_I Will Survive
» متن و ترجمه آهنگ Elton John_Sacrifice
» متن و ترجمه آهنگ (Andy Williams_Where Do I Begin (Love Story Film
» متن و ترجمه آهنگ Laura Branigan_Self Control
» متن و ترجمه آهنگ Eagles_Hotel California
» متن و ترجمه آهنگ Julio Iglesias_Careless Whisper
» متن و ترجمه آهنگ Michael Bolton_Said I Loved You...But I Lied
| Design By : Pichak |

